نسل سوخته

یک روز سرد پاییز بود من کلاس دوم دبیرستان بودم زنگ اول کلاس جغرافیا داشتیم اکثر بچه ها از این کلاس متنفر بودند چون خشک ترین کلاس دبیرستان بود  . دبیر جغرافیای ما مردی بسیار جدی و سرد و بی روح بود اما در رشته خود  سواد قابل توجهی داشت در کلاس او خبری از خنده و شوخی نبود همیشه وارد کلاس می شد و با نگاهی سرد درس خود را آغاز می کرد هیچگاه با دانش آموزان گرم نمی گرفت من همیشه فکر می کردم که او کاملا تهی از احساسات می باشد و حتی بعید می دانستم که او در طول زندگی خود حتی یکبار هم گریه کرده باشد و یا خندیده باشد چون معتقد بودم که او عاری از احساسات است اما در آن روز سرد پاییز ما سرکلاش نشسته بودیم و منتظر آمدن او بودیم آن روز برعکس روزهای دیگر دیر سر کلاس آمد بقیه کلاسها درس خود را آغاز نموده بودند سکوت عجیبی کلاس و راهرو را دربرگرفته بود بعد از مدتی صدای قدمهای سردش را شنیدیم که در راهرو به طرف کلاس می آمد وارد کلاس شد و در کلاس را طبق عادت همیشگی با پای خود بست بدون اینکه دومین کارش که حاضرو غیاب کردن بود را انجام دهد روی سکو رفت دستهای خود را داخل جیبهایش نمود نگاهی معنی دار به بچه ها انداخت سپس سرش را پایین انداخت و شروع به قدم زدن در کلاس نمود هیچ صدایی حتی صدای نفس کشیدن هم نمی آمد و تنها صدا ی قدمهای او بود که شنیده می شد او یک ساعت فقط در حالیکه سرش را پایین انداخته بود قدم زد سپس روی سکوی کلاس  رفت و به ساعت خو نگاه کرد چند دقیقه بیشتر به پایان کلاس باقی نمانده بود ناگهان رو به بچه ها نمود غیرقابل باور بود چشمانش پر از اشک بود و چهره اش سرشار از غم بود  انگار که بدترین اتفاق برایش پیشامد کرده بود با صدای پراز بغضش به ما گفت از ابتدای به وجود آمدن مدنیت و تاریخ در ایران تا پایان همه چیز بی شک شما نگون بخت ترین بچه هایی هستید که روی این نیمکت ها نشسته اند سپس در را باز کرد و از کلاس خارج شد و ما با این حرف او که آن روز برایمان اصلا قابل درک نبود سرجای خود بهت زده نشسته بودیم و صدای قدمهای او را که داشت هرلحظه کمتر و کمتر می شد  می شنیدیم ناگهان  با صدای زنگ مدرسه از جای خود پریدیم  و گفته معلم جغرافیا را در کلاس رها کردیم و به حیاط مدرسه رفتیم . چون در ان روز گفتار او برای ما بی معنی بود .

با درود سپاس از معلم جغرافیا

آقای   ….   معلم  عزیزم امیدوارم روزی شما را ببینم و دست شما را ببوسم

پاینده باد ایران و ایرانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: