ما هستیم

موجم اگر می روم گر نروم نیستم

هم وطنان عزیز مطالبی که در این وبلاگ گفته می شود توهین به عقاید مسلمانان نیست اینها حقایق تاریخی است باوجواینکه من از دوستانم درخواست کرده ام که در بیان حقایق هیچ تردیدی ننمایند اما جانب ادب را نگه دارند چرا که ما عضو جنبش ملی ما هستیم  می باشیم  و اولین شرط این جنبش رعایت ادب می باشد که البته مهمترین ویژگی ایرانی اصیل بودن است . اما از ما نخواهید که حقایق را بیان نکنیم چرا که این کار برای ما و با توجه به دوران ما دیگر غیر ممکن است . دوستان عزیز لطفا تعصب را کنار بگذارید و با  چشم باز به دنیا نگاه کنید ما هم در ایران متولد و رشد کرده ایم و تحت تاثیر همان فرهنگ قرار گرفته ایم اما روزی با خود اندیشیده ایم و به جای تعصب به خرد گریی و مطالعه رو آوردیم و از آن روز به بعد  به جهت توهین به این دین از نظر شما و گفتن حقایق از نظر ما  نه سوسک شده ایم و نه سنگ شده ایم و نه خودمان یا عزیزانمان به مصیبت گرفتار نشده ایم . بلکه برعکس بیشتر رو به انسان بودن نهاده ایم . عزیزان  قرنهاست که با سوء استفاده از این دین همه چیز ما را به باد داده اند لطفا بروید و منشور حقوق بشر سازمان ملل را مطالعه نمایید که در 10 دسامبر 1948 به تصویب  مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید که برگرفته از منشور حقوق بشر شاه شاهان کوروش بزرگ است که این منشور را شاهنشاه کوروش بزرگ 2500 سال پیش هنگام رهایی بابل صادر کرد در صورتی که  پادشاه قدرتمند زمان کوروش مانند بخت النصر  با افتخار دستور داد تا کتیبه ای از کشتار بی رحمانه اش را بنویسند . حال چطور می شود که این مردم با فرهنگ و با تمدن دنیا و به قول هگل که گفت «بدون شک  ایرانیان اولین ملت تاریخی دنیا هستند »  از بیا بان گردان عرب کوچکتر شدند طوری که به گفته آقایان آخوند ملت ایران با آغوش باز اسلام را پذیرفتند . نه عزیزان این بزرگترین دروغ تاریخ است اسلام کاملا با زور شمشیر به ما اعمال شد . به عنوان مثال نمونه ای از این کشتار که جناب حسین تشنه لب هم در آن شرکت مستقیم داشته اند را از زبان تاریخ طبری ببینید: «

کشتار گرگان توسط سپاه امام حسن و امام حسین

طبری می نویسد :» سعید ابن عاص» لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و از اسلام خونين گريزان شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر «تمیشه» بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد . «سعید عاص» شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه «سعید ابن عاص» مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر – عبدالله پسر عباس – عبدالله پسر زیبر – حسن ابن علی ( امام حسن ) – حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند .

( تاریخ طبری)

عون برادر ناتنی حسن وحسين نيز دز حمله به آذربايجان فرمانده لشكر بود كه توسط سربازان ايران كشته شد و مقبره وی هم اكنون در تبريز ميباشد.

حاج شيخ عباس قمی در كتاب سفينته البحار و مدينه الاحكام و الاثار صفحه 164 نوشته:حسين بن علی امام سوم شيعيان میفرمايد:ما از تبار قريش هستيم و هوا خواهان ما عرب هستند.روشن است كه هر عربی از هر ايرانی بهتر و والاتر و هر ايرانی از دشمنان ما هم بدتر است.ايرانيها را بايد دستگير كرد و به مدينه آورد.زنانشان را بفروش رسانيد و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت.!

کشته شدن عثمان و تاخیر 6 ساله فتوحات اسلام در ایران :

عثمان در روز 18 ذوالجه سال 35 هجری به دست یک گروه 2000 نفری از ناراضیان که بر ضد او شوریده بودند توسط يك دلاور ايرانی بنام بهزاد همدانی به هلاکت رسید . که به گفته تاریخ نویسان عرب جسدش 3 روز در کوچه ها رها شده بود و کسی حق برداشتن جسدش را نداشته است . ولی در نهایت با پادرمیانی امام علی شبانه جسد را برداشتند – ولی شورشیان جنازه اش را سنگباران نمودند و اجازه دفن او را در گورستان مسلمانان ندادند و او را در گورستان «حش کوکب» یهودیان دفن کردند . بعد از وی امام علی به خلافت رسید . با روی کار آمدن وی شورش «طلحه و زبیر» بر ضد او صورت گرفت . که در سال 36 هجری به جنگهای خونین «جمل» انجامید . سپس معاویه بر ضد علی شورید و به جنگ کشتارگرانه «صفین» و «حکمیت» انجامید . بعد از او خوارج علیه علی شوریدند .

بلاذری مینوسید

«اشعث ابن قیس» آذربایجان را فتح کرد و درب آن شهر را به روی سپاه اسلام گشود . در زمان عثمان وی والی آذربایجان شد و در زمان امام علی هم در سمت خود ابقا شد . او شماری زیادی از خانواده های عرب را روانه آذربایجان کرد تا در آنجا سکنی گزینند . عشایر عرب از بصره و کوفه و شام راهی آذربایجان شدند . به گفته وی عده معدودی از عربان زمینهای عجمان را خریدند . لیکن اکثر عربان برای مصادره کردن زمینهای مجوسان با یکدیگر مسابقه نمودند – یعنی هر گروهی هرچه میتوانست مصادره میکرد . بدین صورت اموال و زمینهای ایرانیان یکی پس از دیگری به تاراج گذاشته شد و امام علی خلیفه وقت با آن مخالفتی ننمود .»

این حقیقت است . و حال شما برای این قاتلان به سروسینه خود می زنید . و با این کار بازار این آخوندهای درذ و قاتل را گرم و کاروبار شان را سکه نموده اید .

بعضی از شما با پای پیاده به مرقد رضا می روید و بعضی هم که از گفتنش  شرم دارم از طریق تلفن او را زیارت می کنید و پولهای شما به جیب واعظ طبسی میروید و شما او و نسل در نسلش رابه یکی از ثروتمندترینها ی ایران تبدیل می کنید طوری که او دارای چنیدن معدن باشد و شما حتی قادر به داشتن حداقل ها نیز نیستید .

به یزدان که گر ما خرد داشتیم          کجا این سرانجام بد داشتیم ؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: